تبليغاتX
سلام

سلام

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی وخدایی ... نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

همه چیز برای خوشبخت شدنش مهیا بود. کمی دیر شده بود. اما زمانش رسیده بود. او در دروازه  جنهم و بهشت ایستاده بود. حالا نقطه اوج او در سرازیری زندگی بود.   

+نوشته شده در دوشنبه 1388/06/16ساعت17:2توسط سمانه اکبریان | |